برخی از نوشتهها
مادری مریم عزیز درباره ی مادری نوشت و دوستانش را دعوت کرد به نوشتن. من هم شخصا خودم را دعوت می کنم تا در این مورد بنویسم. البته مدت ها بود که می خواستم این حرف ها را بگویم اما مجالی پیش نمی آمد. شاید قسمت بود این روزها نوشته شوند؛ در آستانه ی روز مادر. [...]
تولد در پارک نوشته شده توسط مادر سال قبل، چون روز تولد مطهره _در تعطیلات عید نوروز – بعضی از نزدیکان مسافرت بودند، تولد را به زمانی دیگر موکول کردیم و آن روز خاص را که خیلی هم برایمان خاطره انگیز بود، سه تایی به پارک رفتیم تا مطهره حسابی بازی کند، بدود و خوشحال باشد. اما امسال [...]
مطهره ی دو ساله نوشته شده توسط مادر می خواهم عینک آفتابی را به چشمم بزنم. آنرا با دست های خوراکی خورده و چرب و چیلی اش از من می گیرد و می گوید: «بذار کمکت کنم!» بعد حسابی انگشت می مالد روی شیشه های عینک و تلاش می کند آن را به چشمم بزند. اما هر چه بیشتر [...]
روزهای قبل از عید نوشته شده توسط مادر روزهای قبل از عید، در تکاپو هستیم، کفش نو، لباس نو… ذوق و شوق داریم از بازار داغ شب عید عقب نمونیم. برای بچه ها حتی اگه لباس مهمونی های قبلی شون نو مونده، اما عشق می کنیم بازم لباس های خوشگل بخریم. برای یه بچه چقدر هزینه می کنیم؟ بلوز، [...]
جابه جابه نوشته شده توسط مادر وقتی بعد از چند هفته یا حتی دو سه ماه، یاد می گیری دیگر به کلاه نگویی «دالاه»، به آلبالو نگویی «آل» یا کمی پیشترفته ترش، «آبالا» و به کیوی نگویی «تیبی»، دوست دارم باز هم همان کلمه ی اشتباهِ قشنگ را بگویم و ازت بخواهم آن را مثل قبل [...]
تازهترین نوشتهها
تولد در پارک
دیدگاهها(۲۱)|اردیبهشت ۰۳, ۱۳۹۱
نوشته شده توسط مادر سال قبل، چون روز تولد مطهره _در تعطیلات عید نوروز – بعضی از نزدیکان مسافرت بودند، تولد را به زمانی دیگر موکول کردیم و آن روز خاص را که خیلی هم برایمان خاطره انگیز بود، سه تایی به پارک رفتیم تا مطهره حسابی بازی کند، بدود و خوشحال باشد. اما امسال [...]
مطهره ی دو ساله
دیدگاهها(۲۰)|فروردین ۱۳, ۱۳۹۱
نوشته شده توسط مادر می خواهم عینک آفتابی را به چشمم بزنم. آنرا با دست های خوراکی خورده و چرب و چیلی اش از من می گیرد و می گوید: «بذار کمکت کنم!» بعد حسابی انگشت می مالد روی شیشه های عینک و تلاش می کند آن را به چشمم بزند. اما هر چه بیشتر [...]
روزهای قبل از عید
دیدگاهها(۲۰)|اسفند ۲۱, ۱۳۹۰
نوشته شده توسط مادر روزهای قبل از عید، در تکاپو هستیم، کفش نو، لباس نو… ذوق و شوق داریم از بازار داغ شب عید عقب نمونیم. برای بچه ها حتی اگه لباس مهمونی های قبلی شون نو مونده، اما عشق می کنیم بازم لباس های خوشگل بخریم. برای یه بچه چقدر هزینه می کنیم؟ بلوز، [...]

